| جمعه نویسی |

شرح جمعه به جمعه از یک سفر

تبلیغات تبلیغات

جمعه ششصد و پنجاهم: خاک

مولای من سلام ... آخرین جمعه از سال دو به سرآمد. مقارن با چهارم رمضان و هفته ششصد و پنجاهم از سپری شدن مسیر. برگ‌ها را بیشتر تماشا می‌کنم، شاخه‌ها عجیب نوازش کردنی هستند و آب را می‌شود قبل از هر جرعه نوشیدن، با حوصله بوسید. غذاها بوییدنی هستند و با چای سرگرم معاشقه‌ای طولانی می‌شوم لب در لب. بجز انسان‌ها، رابطه‌ام با بقیه اجزاء عالم خوب است. کیسه خاک را خالی کردم و با مشت هم می‌زدم تا جانِ گلدان‌ها را تازه کنم، زیرلب می‌گفتم یاخاک ...
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها